
































سلام ....خوفید همگی؟مامان خوبه؟ بابا خوبه ؟آبجی و داداشاتونم حالشون خوبه؟.....!!!؟؟
خوب خیالم راحت شد....میدونم خیلی دیر اومدم
....ولی اومدم.
...وای امروز ا صلا حال هیچی رو ندارم
....به زور خودمو کشوندم اینجا دارم اپ میکنم.
...بیا از همین اول کار تیریپ غم و غصه
....ولی نه امروز میخوام کمتر از عشق و عاشقی بنویسم بیشتر میخوام جک و طنز و اینجور چرت و پرتا بزارم.
....بچه ها حالم اصلا خوب نیست
...سرما خوردم افتض....!!!آخه بگو تابستونو سرما....خدا به داد برسه میگن سرما خوردگی های تابستون خیلی طول میکشه تا خوب بشه.
...الانم دارم از مطب دکتر میام...2تا آمپول زدم ....هر کودوم 60 متر ...
از اون آمپول های گاوی....وای سرم اینقدر درد میکه.
....وای تمام بدنم درد میکنه.....اصلا حال ندارماااا![]()
وای سرم.....خداااااااااااا...........اخ اخ اخ اخ ..................سرم
..راستی چند روز دیگه تولدمه کادو هاتونو آماده کنینااا.
......نه بابا شوخی کردم کادو چیه...خودتون گلین ....گل
...حالا اگه دوست داشتین کادو بهم نظر بدین....وااااااااای سرم....
.
خوب دیگه چرت و پرتام تموم شد.
...ببخشید تموم نشد یه چیز دیگه مونده بچه ها گفته بودم آیدیم حذفید اااااااااااا
.....یادتونه یه آیدی ساختم ماه ....ناناس....جیگررر...البته من نساختمشاااا.از بس تنبلی کردم....دوست گلم غزل خانوم برام ساخدتش
...خاک بر سرت کنن طناز نتونستی یه آیدی بسازی![]()
![]()
(کوفت چرا میخندی )با تو نبودم بهت بر نخوره با اون شکلک یاهو بودم نیشش تا دم گوششاش بازه..
.وای من اصلا نمیدونم دارم چی میگم؟!!!!....![]()
وای سرم ........برین آپو بخونین بابا.....برین دیگه....}}}}}برین دیگه>>>> باز ورور منو نیگا میکنه>>>>>شاید من تا صبح بخوام حرف بزنم تو باید بشینی اینجا......جلل خالق....![]()
آدرس آیدی جدید:TANAZ_GIGILI
اینم ایمیل جدیدم: TANAZ_GIGILI@YAHOO.COM
حال کردی آیدیو.....
آی سرم....من فکر کنم امروز این سرم بشکنه...از بس درد میکنه.....البته خدا نکنه....![]()



















. . . . . . . . گفتگو با خدا . . . . . . . .
خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»
من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»
خدا جواب داد....
« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»
«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»
«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»
«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»
« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»
«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»
« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»
« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»
« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»
« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»
« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»
و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»
خدا لبخندي زد و گفت...
«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
« هميشه»



















خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي اما ندونه
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواهد که فراموشش کني
خيلي سخته که هر روز ببينيد ش ولي نتواني بري و بهش بگي
خيلي سخته که روز ي که ميخواي بري جلو ببيني سرش رو شونه يکي ديگ ست
خيلي سخته که همه بهت بگن اون دوست نداره
خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اون که منتظر شي



خوب بریم سراغ جک ها:![]()
پيرزنه از مکه برميگشت توي ساکش شيشه هاي مشروب پيدا ميکنن !! ميپرسند اينا چيه ؟
پيرزنه ميگه : ننه جون من که نميتونستم دور خونه خدا بگردم يک گيلاس از اينا ميخوردم خونه خدا دور سرم ميچرخيد !!!!

يارو سمند ميخره براي اولين بار که سوارش ميشه زنه ميگه لطفا درو ببنديد يارو خوشحال ميشه ميگه درو بستم حالا بيا بيرون جيگر ....

به يارو ميگن اسم يه پيامبر رو بگو ؟ ميگه : سوج !! ميگن اينو ديگه از کجا آوردي ؟
ميگه خودم پشت يه اتوبوس ديدم نوشته (( يا سوج)) .......
زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری .... يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماری ميكنه


می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

تو زندون قلبت اینقدر شلوغ میکنم اینقدر زندونی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بفرستی انفرادی!!!!!!!!!!!!!!

اسمان را ستاره زيبا مي كند، باغچه را گل، عشق را محبت، بيابان را چمن، چشم را اشك، و تو را عمل كردن دماغ زيبا مي كند!

ترکه می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم

ترکه اسم بچش رو می ذاره اس ام اس . می گن این چه اسمیه ؟ می گه : چیه از پیام که باکلاس تره

به اشتیاق اولین دانه برف . به تحمل اخرین برگ پاییزی . به کرمای تن خورشید و به زیبایی اسمان قسم می خورم که سر کاری!!!

بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم
بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم
چون همه چيز من تويي
نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي
اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني
صدام کن
قول نمي دم اشکاتو پاک کنم
منم باهات گريه مي کنم
اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني
صدام کن
قول مي دم ساکت بمونم
اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني
صدام کن
قلبم حالا خرابه وجود توست
اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم
بهم نگو کجايي ؟!
فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن

خوب دیگه .....
دوستای من....

![]()
به خدا با یه کلیک دکمه ی موس تون خراب نمیشه ....![]()
شاد باشین....![]()

