تبليغاتX
(¯`'•.¸(¯`'•.¸ فصل عاشقی¸.•'´¯)¸.•'´¯)
•¨¯`•_امروز دیگه به تو حسی ندارم•¨¯`• بخوای میگم دوست دارم....اما ندارم_•¨¯`•

سلام دوستای گلم...اخیش خدارو شکر این بلاگفا باز شد...سی ساعت و دویست و بیستو پنج

دقیقه و نه ثانیه ست که منتظرم این بلاگفا باز شه.دیگه نفسای اخر کارت اینتر نتمه پس سریع تر میرسیم به اپ جدیدم...مدرسه ها هم که دیگه داره باز میشه اخه هم خوبه هم بد...بچه ها یه خواهشی ازتون داشتم به نظر تون من این وبو حذف کنم؟یا این وب به کارش ادامه بده؟البته نظر شما برام مهمههر چیییییییییییییییی شما بخواین...میدونم که عده ی زیادی از شما از خداتونه که این وب چرت و پرت من حذف شه و

عده بسیار کوچولویی هم دوست دارن این وب سر جاش بمونه...خوب دیگه زیادی حرف زدم بریم سر اپ....

هنگامی که نگاهم به نگاهت عاشقانه پیوست دلم ویرانه ای را در راه عشقت باختم و وجود

دلسردم در گرمی بالهایت از سرما هیا هویی یافت برای اولین بار دستانم در میان دستانت ازلرزش عشق نجات یافت دوست داشتم از پیوند دستانت جدا نمیشد تا پناه اخرینم تو باشی و در عرش با لبهای سپیدت به خوابی شیرین فرو روم دستان مهربانت نوازشگر قلب تنهایم باشد بارها قبل از این قصه های عاشق و معشوقی را شنیده بودم که عاشق بی وجود معشوق لحظه ای نمی توان زیست من ان عاشق واقعی بودم که نگاهت زیبایی از شعر را بههمراه داشت و با تو پیمان بستم که با وجود مهربانت هرگز دل به دیگری نمی بندم هرگز!!!

 

تو از جنس احساس یک بوته نسرین

تو باچکه های شفق آشنایی

تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی

تو تغییر پژواک سرخ صدایی

تو رنگین کمانی زچشمان موجی

تو رمز رسیدن به اوج خدایی

تو در شهر رویاییم کلبه ی دل

تو یک قصه از واژه ی ابتدایی

تو از آه یک ابر مرطوب وتنها

تو بارانی از سرزمین وفایی

ترا مثل چشمان خود می شناسم

اگرچه ز مژگان چشمم جدایی

تو یک جرعه از ژاله چشم یک گل

تو تغییری از وسعت انتهایی

تو گیسوی زرین یک بید مجنون

تو با راز قلب صدف آشنایی

تو امضایی از بال سرخ پرستو

تو یک ترجمه از کتاب صفایی

تو با قایقی از بلور گل یخ

رسیدی به شهری پر از روشنایی

یک نصیحت:مواظب خودت باش!

یک خواهش:اصلا عوض نشو!

یک ارزو:فراموشم نکن!

یک دروغ:تو را دوست ندارم!

یک حقیقت :دلم برات تنگیده!

 

عزیزم دوستت دارم 99999999 تا...

(خودش میدونه با کیم)

حالا برای تنوع این نوشته طنز رو بخونید:

فیلم های در حال اکران:به خاطر یک لیتر بنزین_من ترانه 1000لیتر بنزین دارم_رایحه خوش بنزین_ب مثل بنزین_بنزینی ها_مرد بنزینی_پسر بنزین فروش_بنزین فصل_میخوام بنزین بزنم_دیشب بنزین زدم آیدا_سفر به پمپ بنزین_از میدون تا پمپ بنزین...

خوب نوبتی هم باشه نوبت تشکر از نظرات شما گلا ست:

منا جون مرسی منم خوش حالم باهات اشنا شدم

ساحارا جونم مرسی نمیدونم به اون وب سر زدی سا نه؟

اقا هادی مرسی بابا برای ما هم کلاس میزاری؟مینیویسی مهندس!

میشا جان مرسی دوست خوبم .اون کدی رو که داده بودی رو گذاشتم تو وبم ولی آمار بازدید کنندگان وب تو رو نشون میداد واسه همین ور داشتمش.

 نیما جون مرسی از نظرات ما رو با این کارات شرمنده میکنی داداش.دمت

گرم

فرناز جان مرسی ببخشید که بهت سر نزدم اخه سرم خیلی شلوغ بود

نیلوفر جون مرسی سایت خیلی جالبی داری

ایدا جون مرسی خوشگلم ببینم چرا جواب ایمیل منو نمیدی؟

نرگس جون (__\سكوت عشق/__)مرسی گلم

الهه جان مرسی دوست خوبم

رامین بابا این حرفا رو نزن وب به این زیبایی داری.دیگه چی میخوای

وحید جان مرسی گلم ببخشید چند روزیه بهت سر نزدم حتما پیشت میام

لیلاجون مرسی من اون همکلاسی تو نیستم ما لیلا نداریم

غزل و افسانه عزیزم خیییییییییلی دوستون دارم مرسی گلا

محمد علی جان مرسی داداشم

و اگه کسی یادم رفته ببخشید دیگه....از همه شما ممنونم

 

به جون شما نباشه به جون خودم دیگه آخر نامردیه...

با این همه عکس و مطلبی که من گذاشتم نظر ندید...

به جون طناز یه نظر که کاری نداره پس نظر یادتون نره

خیییییییییییلییی خییییلی دوستون دارم

 اونایی که نظر میدن و بیشتر دوس دارم

همتون نمره ی بیستید ایول دمتون  جیز

باباییییییییی




لينك ثابت نوشته شده درچهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 17:1 توسط.::طنـــــاز کوچولو::.

سلام سلام صد تا سلام...من بالاخره اومدمچه خبرخوبیدوای تابستونم دیگه داره تموم میشهاینقدر از این اپی که گذاشتم بدم میاد که حد ندارهدلیلشم نمیدونماااااااحالا شما نظر بدین ببینیم چی میشه دیگهراستی به اون وبم سر زدین یا نه؟اگه سر نزدین حتما برینااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بي تو گلي هستم بي گلبرگ، شمعي بي شعله، كويري سوزناك،

 خنده اي بي صدا زنده اي بي روح،

 روحي بي احساس

و سرانجام نقطه اي هستم بي نشان در درياي پر تلاطم زندگي... 

با همه اين وجود براي هميشه ميگويم دوستت دارم 

قلب مرا باور كن 



 

نگو بار گران بوديمو رفتيم
نگو نا مهربان بوديمو رفتيم
نگو اينها دليل محكمي نيست
بگو با ديگران بوديمو رفتيم

 

 

 

کاشکی هيچ وقت بزرگ نمی شدم تا خيلی از چيز هارو نمی فهميدم تا بدی ها

 و بدبختی ها رو نمی ديدم کاشکی معنی دلتنگی رو نمی فهميدم کاشکی بود

 و نبود هيچ کس واسم مهم نبود کاشکی مثل اون موقع ها شبها تا سرمو

ميزاشتم زمين راحت ميخوابيدم خوابم ميبرد ديگه هر شب به يک چيز فکر

 نمی کردم مثل ديونه ها از خواب بلند نمی شدم کاشکی معنی چرت عشق رو

 نمی فهميدم کاشکی مثل بچه ها که رويا شون بودن با مادرشونه مثل بچه ها

 که همه ميگن بچه هستش هيچی نمی فهمه منم هيچی نمی فهميدم

 نمی ديدم و دوست نداشتم مثل بچه ها با يه گريه کردن اروم ميشدم خوابم

 ميبرد وقتی هم که بيدار ميشدم همه چی يادم رفته بود بازم ميخنديدم کاشکی

 مثل بچه گی که فقط با آغوش مادرم آروم می شدم می فهميدم که هيچ آغوش

گرمی و هيچ بغل کردنی رو حتی تو روياهام نبايد با اون عوض کنم چون هيچ کس

 جز اون اين لياقت رو نداره چقدر بچه گی خوب بود ما خبر نداشتيم!!!

 

صدایت کردم از ژرفای یک یاس

به لحن آبی ونمناک باران

نمی دانم شنیدی برگشتی

ویااین بار نشنیدی ورفتی

نسیم از جاده های دورآمد

نگاهش کردم وچیزی به من گفت

تو هم درانتظار یک بهانه

از این رفتار رنجیدی ورفتی

عجب دریای غمناکی ست این عشق

ببین با سرنوشت من چها کردی

 خوب چه تور بود منتظر نظراتون هستم ...

بابای...

 




لينك ثابت نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 22:25 توسط.::طنـــــاز کوچولو::.
cursor