لیسن نو==>
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست ...من به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
...طناز خل شد از دست رفت بچه
....یه چند وقتیه بد جوری رفتم تو نخ فروغ فرخزاد
مگه فروغ فرخزاد نخ داشت
؟؟؟نه منظورم کف بود رفتم تو کفش
...خب مگه فروغ کف داشت
؟؟؟اااااا ول کن بابا سیریش
...
نه ولی جدی میگم این کتاب شهر آشوب رو خوندم رفتم تو کف یا نخ فروغ
...همچین میگم فروغ انگار دختر خالمه
..
دیروز با یه استاد نقاشی قرار داشتیم دمه دانشگاه گیلان
البته با معلم نقاشیم
یکم وایستادیم بعد یه موتوریه اومد رو موتورش یه عالم کاغذ و اینا بود
من فک نمیکردم این استاد دانشگاه باشه
به معلمم گفتم این پیک موتوریه کیه
؟؟؟بعد دیدم یارو اومد جلو گفت سلام من سالم هستم
(حالا من دارم میترکم از خنده
)یکم خودمو جمو جور کردم گفتم خب الحمدلله
..ماهم سالمیم
شکر خدا یه نفسی می کشیم
...خدا سلامتی رو از هیچکس نگیره
...دیدم یارو میخنده و میگه من اسمم سالمه
استاده دانشگاه هستم
...تا اینو گفت من از خنده روده بر شدم
که اگه معلمم منو نمیگرفت میافتادم زمین
هنوزم یادم که میاد از شدت خنده دوست دارم بمیرم
...خلاصه یه سوتی دادم که جلو یارو
....بعد آقای سالم رفت که موتورشو یه جا پارک کنه
یه هو یکی از اون کاغذاش که روش نقاشی کشیده بود افتاد پایین
تا اومد اونو ور داره یه هو همه ی این کاغذا افتادن پایین
اومد اون کاغذارو بگیره که یه هو موتورش چپ شد
زمین اومد موتورو بگیره موتوره از اونور چپ شد رو پاش
...حالا بقیه رفتن کمکش یکیم باید بیاد منو بگیره
ینی من انقدر خنده میکردم داشتم منفجر میشدم
خلاصه این بود خاطره ای از دیروز حالا بماند داخل دانشگاه چه اتفاقایی و چه سوتی هایی داد این یارو
...من موندم این فقط سر جلسه کنکور چه سوتی هایی داده بود
....
نمی دونم چرا اصلا حس وبلاگو اینا دیگه ندارم
بیشتر تو سیصد و شصت میگردم واسه خودم بیشتر حال میده
وبلاگ دیگه خز شده.
..ینی دردسرش زیاد شده باو
یه نظر می خوای بدی ده ساعت باید کد مد بزنی اصلا آدم حالش گرفته میشه
...بیچاره اونایی که ای دی اس ال ندارن ببین دیگه چی میکشن
؟؟روزی 25 ساعت باید پول کارت و اینا بدن دیگه...
خب باز دارم زیاد فک میزنماااا راسی موشول اینا کوشن؟؟؟


اینجا نیستن باو خونه ی خودشونن
فهلا برین این شعرارو بخونین من عاشق شعر شدم نمیدونم چرا
فردا پس فردا دیدن تو اخبار میگن حافظ اومده بدونین منماااا
...یه شعرم میگم مثله این سعدی میگه سعدیا غم عشق چین افروختی
...یکیم من میگم طنازا نیش خود را چنین باز نگه داشتی
و از این حرفا
...ایول چه شعری بشه هااا.
...

آتشی بود و فسرد
رشته ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادوئی اندوه شکست
آمدم تا به تو آویزم
لیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگی
لیک دیدم که تو به چهره ی امیدم خنده ی مرگی
وه چه شیرین است
بر سر گور تو ای عشقِ نیاز آلود
پای کوبیدن...
وه چه شیرین است
از تو ای بوسه ی سوزنده ی مرگ آور
چشم پوشیدن
وه چه شیرین است
از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن
دل بر روی غم بستن...که بهشت اینجاست
به خدا سایه از ابر و لب کشت اینجاست
توهمان به... که نیندیشی
به من و درد روان سوزم
که من از درد نیاسایم
که من از شعله نیفروزم
پ.ن.یک عدد استرنجر در لایفه من وجــــــود داره
!
پ.ن.تا تابستون دیگه آپ نمی کنم اینجـــــــا ... جاست 360
پ.ن.امتحان فیــــــــزیکو گند زدم
!
پ.ن.امتحان شیـــــــمی هم همیچنین
!
پ.ن.جدیدا اشخاص جدیدی اندرون زندگیم وارد شده اند که خیلی آن ها را دوست می دارم
!
پ.ن.رعایت شئونات اسلامی در این وبلاگ ضروریه
(آره جونه عمه م
)
پ.ن.انقدر بستنی خوردم شبیه بستنی شدم
!
پ.ن.و دیگر هیچ
!
اكنون تجربه ميكنم شانزدهمین سال مرگ زندگي ام را
وتو بيا و نگاه كن
كه چه زشت ،زمان به لحظه هاي بي تو بودن ميخندد
شب قبل از مرگ است 
هوا ابري و اسمان باراني
امشب واژه ها چه سخت به ذهن آبي ام تلمبار ميشنوند
شايد گله خواهند كرد از نبود و نيامدنت...
تــــــو بگـــــــــــــو كدام شب را بي فكر من روز ميكني؟
كدام جاده لحظه هايت را پر كرده....
كه حتي نگاهي به تنهايي ام نميكني؟
روز مرگ من باز فرا ميرسد
مـــــن اينجـــــــــــام....مرا پيدا كن....هر كه خواهي باش امـــــــّا باش
و براي روح مرده ام ، مرهم باش

پ.ن.هم اکنون با نیشی تا بنا گوش باز سلامی می کنیم
به دوستان جیگلی خودم!
پ.ن.تو این آپ دیگه نمی خوام زیاد فک بزنم
قول میدم آپ بعدی انقدر فک بزنم که بخندین دیگه نتونین از جا بلند شین
با براندکارد(درست نوشتم؟
)بیان ببرنتون!
پ.ن.تولدم مبارک دیگه؟؟؟!
هپی برس دی تو من
(کادو یادتون نره هاااا
به قول یلدا جون اگه کادو نمی دین شارژ ایرانسل که می تونین بدین
به قول معلم عربیمون: نه مگه؟
)
(خانوم نیرانفر....)و استاد گیتارم
(آقا مهرزاد دلبند....)و و دوستم نسترن
وداداشی امین
و یلدا جون و سحر جون
....(تولده همگی مبارک
)
پ.ن.منتظر نظرات خوشگل مشگل شما در بخش نظرات هستیــــــم
راستی عکسای این قالبم قشنگ تره یا همونجوری که بود قشنگتر بود؟
پ.ن. خیلی هارو هم نتونستن خبر کنم که دیگه به بزرگیه خودم می بخشم
(بابا متفاوت
)
پ.ن.قربون همتون شاد و شنگول و صد البته خندون
و موفق باشن فهلا خدافس!

وایسا وایسا
دنیا بزار پیاده شم
! ها چی؟
چی شد؟
نه ببخشید اشتباه شد دوباره!یک...دو...سه...کات
!برداشت دو
بزار سلام کنم بعد یادم میره مث اوندفعه
!
ســـــــــــــــــلام
هنوز هم زنده ایــــــــم
!نفس میکشم
!هستیم
! وجود داریم
! اِ اِ اِ ولم کن بابا
!
خوبیــــن
؟فک نکنم مگه درس هایمان میگذارند
؟آیا میگذارند آیا؟
میبینم که تو تئاتر اول شدیم
تو کلاس بازیگری منظورم بود
آخه هفته پیش مسابقه و اینا بود بعد من اول شدم
این آپم شیرینیه اول شدنم
ایول دیگه چی کنیم دیگه حس بازیگری داره منو میکشه
ببین هیشی نشده معروفیدیم
اول تیر ماه سنتوری داره میاد کلاس ما باورتون میشه؟
نمیشه ؟خب نشه
قرار بود ما از 22 آذر بریم کلاس 23 آبان بهمون زنگیدن گفتن بیاین کلاس
ما هم تلق تلق پا شدیم رفتیم
تو گروهمون 4 تا پسرن 3 تا دختر انقد با هم خوبیم یه نونی به هم قرض میدیم که خدا دانـــد
!
ما رو میخوام شهریور ببرن تهران چارتا سکانس بزنیم
!!!اگه قبول شد انتخاب کنن واسه سریال ها و...
(شمام دعا کنین انتخاب شیـم
)من الان در نقطه ی اوج استرسم
! مامانم میگه کووو تا شهریور!
میگم هوا چقدر سرد شده نه؟
(حرف کم آوردیــــــــم
)
آخی الهی عجقه منه سفیده گوگولی مگولی چشاش معلوم نیس
هاپوم یه جی اف داره یه مورچه ست
همه ش واسش غذا میبره باهاش بازی میکنه
دوس داارم هاپومو توی لباسه دامادی ببینم
بابام اذیت میکنه میگه اگه یه گاو میخریدیم بهتر بودااا حداقل شیر میداد
این موجود هیچی نداره
!من قصد دارم یه کلکسیون موس بزنم
آخه تو یه هفته 5 تا موس عوض کردم
همش خراب میشن
بابا اعصابم خوردیده الان اینی که گرفتم یه 4 هفته هس خدارو شکر خراب نشده
!شکرتا جزیلا
راسی من یه چیز جدید کشف کردم
این همسایه ما 2 ساله با شوهرش عروسی کرده بعد بچشون 2سالو نیم سن داره ینــــــی چی
؟؟؟؟
از مامانم پرسیدم چرا اینجوریه؟
گفت بچش 7 ماه به دنیا اومده
گفتم چه ربطی داره
؟مامانم گفت دیگه بسته برو درستو بخون
!
بالاخره من که می دونم می خواستم امتحان کنم
میگم من یه سی دی هک گرفتم یکی از فامیلامون از فرانسه آورده
(مثلا سوغاتی
) اینجا نیست اصلا غیر قانونیه
(ینی چی؟مگه سی دیم غیر قانونی میشه؟
)بعد من اونو میزام فرانسوی میحرفه من هیچی نمیفهمم
باید یه مترجم بگیرم ترجمه کنه
آخه راه های هکش خیلی باحاله
بدون اینکه فایلی بندازی تو جونه طرف میتونی هک کنی
من میخوااااااامممم
هم اکنون خر کٍیف میشویم
!
من نمیدونم چرا چند روزیه همش از من سوالای مسخره می پرسن مردم
!
دیروز از کلاس اومدم مامانم جلوم وایستاده میگه سلام اومدی
؟منم گفتم نه مامان هنوز تو راهم
خب وقتی جلوت واستادم ینی اومدم دیگه
این چرتو پرتا چیه
؟از اونرو تو نت این عکسه کناره آیدیم چشم آبیه یکی پی ام داد گفت این چشاش آبیه
؟منم گفتم نه عزیزم قرمزه متمایل به صورتیه
خب آبیه دیگه مگه کورنگی داری
؟
همین الانم مامانم داره میبینه من دارم آپ می کنمااا
بهم میگه پشته کامپیوتری
؟منم گفتم نه پشت تراکتورم
.ای خدا هم اکنون ما را بکش
راسی ۳ ماه دیگه تولدمه اااا حواست هست؟؟؟
بعدش اینکه فهلا هیچی به مخم نمیاد قافیه لازم نداره
(چه ربطی داشت و اینا
...)



نه حــــس ترانه دارم نه حــــس گفــــــتن از تو
نه میخوام فکر تــــــو باشم نه چیــــــــزی شروع شه از نو


نه میخوام تصمیم رویــــا یا یه خواب الــکی شم
نه میخوام بگـــــم که ساده عاشـــــــقو دل داده میشم 


ولی انــــــگار باز دوباره تو شـــــدی واسم بــــهونه
حس عاشــقونه م باز شده مثــل یک ترانه


نه میخوام که ردپاتو روی احســـــاسم ببینم
نه میخـــــوام بازم دوباره پای حرف تو بــــــشینم


نه میخوام تو پیــــــله ی تو زخمی و زندونــــی باشم
نه میخـــــــوام رنگ سیــــــاهیِ ابری بارونی باشم
ولی انگار باز دوبــــــاره تو شدی واســـم بهونه


حس عاشــــــقونه م باز شده مثل یک ترانه

بگیر دستــــاتو از دســــتام که راهی جز بریــــــدن نیست
حواس هیچکــــــسی اینجا به زخـــــمای تو و من نیست
بگیر دســـــــتاتو از دستام نزار پاســــــوز من باشی
تو حقــــــت نیست زنــــــدونی توی امروز من باشی 
ازم رد شــــو که حق تو، تو این خونه شـــکستن نیست
اگه حتی تو تقـــدیرت کس دیگه ای جـــز من نیست
همین روزا خـــــم میشم با کوه غــــــــم روی شونه م
چه جوری تکــــــیه گاهت شم منی که ســـــــرد و داغونم 
امید من به فردا نیست منو دلخوش نکن رد شو
تو بیـــــش از وســـــع من خوبی از این لحـظه بیا بد شو
بگیر دسـتاتو از دستام که راهــــی جز بریدن نیست
اگه حتی تو تقـــــدیرت کس دیـــــگه ای جز من نیست 
از زندگانیـــــم!
پ.ن.دنبال یه چیز خاصم!!!!خـــاص؟؟
!
پ.ن.آقا این محسن افشانی خیلی عجقه میخوام باش فیلم بازی کنم
!
پ.ن.دارم رمــــــان مینویســـــــم (20 سالم شد چاپش میکنم!)
پ.ن.یه موقع هایی دلم خیلی میگیره از همه چیز
!
پ.ن.خدایا شکرت یه خاطر اون ..حتی به خاطر اون یکی همه چیز عالی بود...و..اون..حتی..همش...مرسی!
پ.ن.قلقلک نده
!
پ.ن. من آپ نمیکنم نمیکنم ....یه هو یه آپ میکنم طومااااااااار
!
پ.ن.دیگه هیچی امن و امانه میتونی با خیال راحت به بخش نظرات مراجعه فرمایی! باتشکر مدیریت وبلاگ فصل عاشقی
!